|
نوشته های حسین سعیدی کارشناس علوم ارتباطات / روزنامه نگاری
|
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:
«امروز همه روی زمین زیر پر ماست،
بـر اوج فلک چون بپرم -از نظـر تــیز-
میبینم اگر ذرهای اندر ته دریاست
گر بر سر خـاشاک یکی پشّه بجنبد
جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست.»
بسیار منی کـرد و ز تقدیر نهراسید
بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست:
ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی،
تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،
بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،
بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،
گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!
این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟!»
چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید
گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»
پیشنهادات آیتالله هاشمی رفسنجانی برای رفع مشکلات جاری کشور:
میعادگاه عاشقان، نماز جمعه این هفته تهران به امامت
آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئيس مجلس خبرگان رهبري

گر معتبر شود از خدا بی خبر شود

در غم تو یا حسین ارض و سماء خون گریست



هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
دوستان و خوانندگان عزیز تر از جان این وبلاگ تا مدتی به دلیل انجام عمل چشم توسط اینجانب غیر فعال می باشد
لابی در دانشگاه آری یا خیر؟
لابی پنهانی در دانشگاه، تا حالا به عنوان یه دانشجو و طبعا یه انسان که فکر می کنه آزادی خواهه وباید با دیگر اقشار جامعه متفاوت فکر کنه به این موضوع فکر کردی دوست عزیز.متاسفانه دانشگاه های ما نیز مانند دیگر سطوح اجتماعی جامعه ی ایرانی اسیر این پدیده شده اند. پدیده ای که بزرگان علوم اجتماعی از آنها به عنوان لابی های پنهای قدرت یاد کرده اند. این دالان های مخفی در تلاش اند تا به قدرتی نا مشروع و خارج از قاعده ی معمول به منظور نیل به اهداف مورد نظرخود برسند توجه کنید خارج از قاعده معمول این خارج از قاعده بودن این مفهوم را می رساند که اساسا برای این لابی ها و اشخاصی که سعی می کنند به گمان خود این لابی ها را رهبری کنند در حیطه ی معمول و آنچه تعریف شده است محلی از اعراب وجود ندارد. و مهمترین بخش مسئله در همینجا اتفاق می افتد که بعضی اشخاص به منظور این که در فضای معمول جایی برای اعمال نظر واعمال قدرت ندارند دچار نوعی سر خوردگی می شوند که این سرخوردگی در غالب لابی های پنهانی بروز می کنند که برای فردی که در تلاش ایجاد آن است از همه خطرناک تر است، تکرا رمی کنم از همه خطرناک تر است به این دلیل که خاصیت این دالان های پنهانی ایجاب می کند که فرد برای رسیدن به قدرت به هر کس که می تواند چنگ بزند و فریاد یاری بخواهد که صد البته و از آنجایی که هیچ گربه ای بهررضای خدا موش نمی گیرد فرد به صورت مداوم مجبور است به این و آن باج بدهد که این باج دادن ها عمر کوتاهی خواهند داشت ودر دراز مدت جوابگو نمی باشد ودر نهایت باج دهنده را با حوض خود به کنج تنهایی می کشاند.در دانشگاه عموما نوک پیکان رهبری این لابی ها متوجه اندک استادانی است که به خاطر عمق دید محدودشان تلاش می کنند به چنین اقداماتی دست بزنند.راستی شما در دانشگاه خود و اساتیدتان چنین اشخاصی دارید؟آیا آنها هنوز یه فعایت خود ادامه می دهند یا...
پاسخ آخرین سوال در روشن شدن بحث بسیار می تواند تاثیر گذار باشد.
یا ایتها النفس المطئنه ارجعی الی ربک
عشق آتش بود و خانه خرابی دارد حسین جان.ماه ماه توست ،ای ارباب عشاق گیتی ای
دلیرترین از جان گذشته ی تاریخ.ای مرشد ای پیر ای مراد.نوشتن از تو برای ما
سیاه سیرتان مستوجب خجلت است.اما چه باک شاید پلیدی هایمان پشت نام بزرگت
نهان شود و در سایه بزرگی هایت شود که ذره ای بوی پاکی گرفت.حسین جان این
کدام شور بود که تو را به زمین بلا کشانید این کدامین عشق بود که سبب شد تو از هر چه داری بگذری...
می خواستم بیشتر از تو بنویسم ولی ترسیدم،ترسیدم بنویسم آنچه را نباید بنویسم ترسیدم به خاطر ظرف محدودم آنچه را بگویم که نباید بگویم ترسیدم به سبب ضعف قلم نتوانم آنگونه که شایسته ی توست توصیف کنم،گفتن از بزرگی هایت بزرگی می خواهد ،گفتن از شجاعت هایت شجاعت می خواهد ،گفتن از عشق عاشقی می خواهد،گفتن از علمدارت علمداری می خواهد گفتن از ...
در آخر فقط یه خواهش می ماند ارباب،خواهش اینکه آدمای سیاه رو هم نگاه کنی ودست گیری کنی و مغز های تاریک ما کوته اندیشان را روشن نمایی
کاش به معرفت قیام تو می رسدیم ارباب که اگر می رسیدیم اینگونه ...
ای کاش
